ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

105

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) مرد از خاندان بنى عبد الدار يعنى سويبط بن سعد بن حرمله و ابو الروم بن عمير به سوى پرچم دويدند و ابو الروم پرچم را برافراشت كه تا هنگام مراجعت مسلمانان به مدينه همچنان در دست او بود و آن را به مدينه آورد . محمد بن عمر واقدى مىگويد ابراهيم بن محمد ، از پدرش نقل مىكرد * آنچه بر زبان مصعب جارى شد هنوز به صورت قرآن نازل نشده بود و بعد نازل شد . واقدى از زبير بن سعد نوفلى ، از عبد الله بن فضل بن عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب نقل مىكند * پيامبر ( ص ) در جنگ احد پرچم را به مصعب بن عمير داد و چون مصعب كشته شد فرشته‌اى به صورت او پرچم را در دست گرفت و پيامبر ( ص ) در آخرين روز مىفرمود : مصعب به پيش ، در آن هنگام فرشته به پيامبر ( ص ) نگريست و گفت : من مصعب نيستم و رسول خدا ( ص ) دانست كه او فرشته است . عبيد الله بن موسى از عمرو بن صهبان ، از معاذ بن عبد الله ، از وهب بن قطن ، از عبيد بن عمير نقل مىكند * پيامبر ( ص ) بر بالين مصعب كه با چهره روى زمين افتاده بود ايستاد و اين آيه را تلاوت فرمود : « از مؤمنان مردانى هستند كه با آنچه بر خداى عهد بسته‌اند راست گفتار بودند » تا آخر آيه ، آن گاه فرمود : روز قيامت رسول خدا گواهى مىدهد كه شما شهيدان پيشگاه الهى هستيد . و سپس روى به مردم كرد و فرمود : به زيارت اينان و كنار گورهايشان بياييد و برايشان سلام دهيد و سوگند به كسى كه جان من در دست اوست تا روز قيام هر كسى به ايشان سلام دهد پاسخ سلامش را مىدهند . ابو معاويه ضرير از اعمش ، از شقيق ، از خبّاب بن ارت نقل مىكند كه مىگفته است * همراه رسول خدا ( ص ) و در راه خدا و براى رضاى او هجرت كرديم و اجر و مزد ما بر خدا واجب است برخى از ما درگذشتند و به ظاهر به اجر و مزدى نرسيدند كه از ايشان مصعب بن عمير است روز جنگ احد كشته شد و در حالى شهيد شد كه بجز رداى فرسوده‌اى نداشت كه اگر بر سرش مىكشيديم پاهايش بيرون مىماند و اگر روى پاهايش مىكشيديم سرش بيرون مىماند . پيامبر ( ص ) فرمود : سرش را بپوشانيد و بر پاهايش گياه اذخر بريزيد ، و برخى از ما هم كسانى هستند كه به نعمت رسيدند و ثمره آن را ديدند و چيدند . محمد بن عمر واقدى از ابراهيم بن محمد بن شرحبيل عبدرى ، از پدرش نقل مىكند مصعب بن عمير مردى پوست نازك و خوش گيسو و ميانه بالا بود . در جنگ احد كه در سى و سومين ماه هجرت اتفاق افتاد شهيد شد و چهل سال يا اندكى بيشتر داشت و